عروسك آخرين لالايي ها را مي شنود،اما خوابش نمي برد. عروسك بي قرار است.درست بر عكس صاحبش كه در خواب نازش، رؤياهاي رنگي مي بافد...
عروسك خوابش نمي برد، درست مثل دختركي كه با غم نداشتن عروسكي مثل او ، رؤياهاي كودكي اش، پرپر مي شود...
عروسك فكر مي كند، چه خوب مي شد اگر مي توانست مال آن دخترك بشود،برايش بخندد، گريه كند ، آواز بخواند، برقصد ...
چه خوب مي شد اگر مي توانست آخرين لالايي ها را كه بلد بود ، براي دخترك بخواند و چشم هايش را به آرامش يك خواب عميق دعوت كند...
نوشته شده توسط هديه در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 16:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام عزیزان
من هدیه هستم
شمالی ام
متولد فروردین هستم
پایه همه چی هستم...ولی...
بابا مامانا رو که می شناسین...
البته اونا که هر چی میگن قضیه ی تو گوش خر یاسین خوندن میشه.
(بلا نسبت خر)
در هر حال می تونین حساب کنین...
امیدوارم از مطالبم لذت ببرین
البته چیز خاصی هم ندارم...
شما به بزرگی خودتون ببخشید...
فهرست اصلی
دوستان
شروين جون
مائده جون(سوهان روح پسرا)
رضا جونم ( موز )
مهديه جون (برهنه ي خوشبخت )
افشين (عشق )
تنها ترانه ي زندگي ( عابد )
مرجان
سلطان غم ( مهدي )
پسران الاف
نيما جون(بهترين آهنگ هاي رپ)
رضا(حرفهاي دلم)
رامين
پسر...
فرشید
بچه های باحال نوشهر
فقط برای تو(ساوش)
آقا مهرداد
پیوندهای روزانه
مهرداد (همه جوره )
درسا ( ناقلا )
بيا ببين چه خبره (علي آقا )
شهروز
Dj mamal (عاشقتم )
حسن (عاشقی ماهه مگه نه؟)
جودی
ناجی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
<---! www.P30KiNG.tk --->